سفارش تبلیغ
صبا
تنها معبود من

خدایا

تو زیباترین آرزوی منی!

فکیف اصبر علی فراقک؟


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/22ساعت 4:51 عصر توسط ناگفته های من و خدا نظرات ( ) |

 

خیلی ها تصمیم گرفتن امسال آدم دیگه ای بشن
اشتباهات سال گذشته رو تکرار نکنن و همیشه درست قدم بردارن
خیلی ها هم امسال قصد دارن به آرزوهاشون برسن
از تنهایی در بیان و ازدواج کنن
خونه و ماشین بخرن
دانشگاه برن و رتبه علمیشون رو ببرن بالا

اما بعضی ها هستن که هر سال میگن:
خدایا من خودم رو به تو واگذار میکنم
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم (سوره حمد)
خودت بهترین را برای من رقم برن
و هر اتفاقی که برای من رخ دهد، حتما خواست تو بوده است!
و همیشه این جمله را به ذهن میسپارم که


و می دانم که فرمودی:
هرکس تقوای الهی پیشه کند، راه خروجی از مشکلات برای او قرار میدهم (سوره طلاق)

به نظرم اینطوری بهتره
البته خودم هم باید تلاش کنم

چرا که فرمودی:
انسان هیچ چیز را بدون سعی و کوشش به دست نمی آورد (سوره نجم)

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 92/1/15ساعت 9:5 عصر توسط ناگفته های من و خدا نظرات ( ) |

ناگزیز گاهی در تنهایی هایم به یادت می افتم
مدت زمانی هرچند اندک را به تو اختصاص میدهم و بعد....
روز از نو و روزی از نو

یادت هست عهد و پیمانهایی که با تو بستم
و هزار بار بستم و گسستم و کاش که نمی بستم!

خدایا
وقتی غذای خوشمزه ای را تند می خورم،‌
مزه آن را متوجه نمیشوم
همچنان که وقتی برای تو به نماز می ایستم
آنقدر تند میخوانم که از آن هم چیزی متوجه نمیشوم

می دانی
اصلا کار من و تو دارد به بن بست ختم میشود
پس تا شاهکاری تازه از گناه خلق نکردم

جانم را بگیر...

خدایا

هرگاه چیزی از بنده ات طلب کردم خوار و ذلیل شدم
و هرگاه چیزی از تو خواستم،‌مرا گرامی داشتی

الهی
ما امسال نه لباس نو خریدیم و نه آجیل شب عید
چرا که غصه دار غم دخت پیامبرت هستیم

شهادت حضرت زهرا

پ-ن-1- یک روز پدرم مریضی سختی گرفته بود و در بستر افتاده بود. رو به من کرد و گفت: ایمان،‌ روضه حضرت زهرا برام بخون تا خوب شم. من هم تو دلم گفتم برو بابا. بعد خودش خوند و گریه کرد و دقایقی بعد از جا بلند شد و رفت سر کار
امان از اعتقاد که داروی هر درد بی درمانه

پ-ن-2- وقتی امام سجاد علیه السلام در غل و زنجیر بود و کاروان اسرا رو از شهری به شهر دیگه انتقال میدادن،‌ به شهری رسیدن که مردی به امام عرض کرد: من مستمند هستم،‌ مقداری پول به من بده. امام سجاد عرض کرد: مگه نمی بینی دست و پاها و گردنم در غل و زنجیره، چطوری به تو کمک کنم؟ اون مرد گفت: من شما خانواده رو می شناسم. اگر بخواهید،‌ در همه شرایط از دستتان کار بر می آید. امام سجاد نگاهی به مرد کرد و فرمود: هنگامی که شتر من راه افتاد در زیر پای شتر گودالی حفر کن، آن مرد این کار را کرد و مقداری طلا به دست آورد...
امان از اعتقاد که کارهای ناممکن رو ممکن میکنه

پ-ن-4- آقای من، یا حضرت سجاد،‌ الهی قربان گریه های شبانه روزی ات،‌ دعا کن ما تا زمانی که عمر داریم محبتت پدرت در دل هایمان موج بزند و شفیع ما در روز محشر باشید... ای کسانی که هر کاری که بخواهید از دستتان بر می آید ، ما را لحظه و کمتر از لحظه ای به حال خودمان وا مگذارید و اگر راهی را هرچند اشتباه می رویم، به سمت صراط مستقیم هموار سازید.

پ-ن-5- آقای من! سجاد جان،‌ هنگامی که از دنیا رفتی به پسرت باقر علیه السلام خبر دادند که شترت از کنار قبر تو تکان نمی خورد، امام باقر رفت و آن شتر را برگرداند، اما آن شتر دوباره به کنار مزار تو آمد و جان داد و از فراقت از دنیا رفت
آقاجان، من فقط ادعای عشق و عاشقی دارم و خاک بر سرم که اندازه شترت هم نیستم

پ-ن-3- اگر همینطور بخوام بنویسم صبح میشه،‌ پیشاپیش عیدتون مبارک،‌ من رو حلال کنید اگر حرفی زدم که کسی رنجیده شد و یا از حرف نزدنم،‌ کسی آزرده خاطر شد.


نوشته شده در شنبه 91/12/26ساعت 9:14 عصر توسط ناگفته های من و خدا نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت